::CIVILBOOK.IR:: | ::سیویل بوک::

رویكرد اجتماعی و فرهنگی به مدیریت شهری

 

رویكرد اجتماعی و فرهنگی به مدیریت شهری


هر پدیده ای در جامعه‏‎، یك وجه اجتماعی و فرهنگی دارد. چون هر جا انسان ها كنار هم قرار می گیرند و اجتماعی را شكل می دهند، در اثر كنش و تعاملات متقابل، وجوه مختلف اجتماعی و فرهنگی خود را نشان می دهند.در میان اجتماعات انسانی، شهر را می توان با توجه به تراكم جمعیت، سرعت و پویایی فعالیت ها، تخصص گرایی و تقسیم كار اجتماعی متمایز دانست.

رویكرد اجتماعی و فرهنگی به مدیریت شهری
هر پدیده ای در جامعه‏‎، یك وجه اجتماعی و فرهنگی دارد. چون هر جا انسان ها كنار هم قرار می گیرند و اجتماعی را شكل می دهند، در اثر كنش و تعاملات متقابل، وجوه مختلف اجتماعی و فرهنگی خود را نشان می دهند.

رویكرد اجتماعی و فرهنگی به مدیریت شهری


در میان اجتماعات انسانی، شهر را می توان با توجه به تراكم جمعیت، سرعت و پویایی فعالیت ها، تخصص گرایی و تقسیم كار اجتماعی متمایز دانست. ساختار ارگانیكی شهر به گونه ای است كه سطح مراودات اجتماعی بسیار پر حجم اما سطحی، گذرا، ناپایدار و نسبتا رسمی است و بیشتر از آن كه هنجارهای سنتی شكل روابط بین شهرنشینان را تعیین كند این قانون و هنجارهای رسمی است كه بر روابط اجتماعی سنگینی می كند. چنین فضایی موجب می شود تا روابط بین مردم ساكن در شهر (در مقایسه با جوامع كوچك روستایی) از عمق و كیفیت كافی برخوردار نباشد. در نتیجه خلاء های عاطفی و ضعف در هویت جویی افزایش می یابد و نیاز به تعلق اجتماعی كمتر تامین می شود. در چنین شرایطی‏ انسان شهرنشین در تكاپوی رفع نیاز به تعلق اجتماعی و هویت یابی، توسعه روابط اجتماعی را دنبال می كند. اما آن چه تلاش او را می تواند تا حد زیادی خنثی كند بافت و ساختار و كالبد و شكل انجام فعالیت در شهر است كه سطح ارتباطات و تعاملات اجتماعی شهرنشینان را محدود می كند. حال اگر در برنامه ریزی شهری و مدیریت شهری بتوان به گونه ای این بافت و ساختار و فعالیت ها را تنظیم كرد كه به توسعه تعاملات و ارتباطات عمیق و كیفی كمك كند، طبعا بیشترین كمك به ارتقاء حس تعلق اجتماعی‏، هویت یابی و تامین نیازهای عاطفی شهروندان شده است.
از آن جا كه نگاه انسانی به شهر و شهروندان می طلبد كه آسایش و تامین نیازهای روحی و اجتماعی شهرنشینان مورد توجه باشد، ضروری است كه برنامه ریزی و مدیریت شهری با رویكردی فرهنگی و اجتماعی مترصد توسعه سطح روابط و مناسبات انسانی در شهر باشد.
برخی از موانع ساختاری شهر كه مانع از توسعه سطح روابط و تعاملات اجتماعی عمیق می شوند عبارتند از :
• بافت و معماری غلط بناها‏، میادین، خیابان ها، و بازار
• طراحی غلط و استقرار ناصحیح بخش های مختلف مسكونی، تجاری، اداری و فرهنگی
• آشفتگی ظاهری در منظر و مرآی شهر به نحوی كه این آشفتگی بصری در روح و روان شهروندان تاثیر منفی به جای می گذارد.
از جمله راه هایی كه می توان این وضعیت را اصلاح كرد، پیوند زدن بین جنبه های زیباشناختی، فرهنگی و هنری با وجوه مختلف زندگی جمعی است مثلا تبدیل گذرگاه های پیاده به باغ راه ها، ارایه جلوه های بصری بدیع و چشم نواز بر دیوارها و بناهای شهر، توسعه فضای سبز، ایجاد فرصت های جمعی برای گذران اوقات فراغت از جمله سالم سازی و مناسب سازی بوستان ها و پارك ها برای حضور خانواده ها، اصلاح شكل استقرار واحدهای مسكونی، تجاری، اداری به گونه ای كه شهر را در دسترس و دریافت خدمات را آسان سازد.
باید در نظر داشته باشیم كه سازه های شهری و نیز فعالیت های اجتماعی در شهر، باید به گونه ای با مقتضیات فرهنگی و اجتماعی پیوند داشته باشند كه آرامش درونی و ذهنی شهروندان را دچار آشفتگی نسازند.
با این مقدمه بد نیست نگاهی داشته باشیم به دو رویكرد در مدیریت شهر: رویكردی كه شهرداری را صرفا سازمانی خدماتی می داند و رویكردی كه از شهرداری به عنوان نهادی اجتماعی انتظاری بالاتر دارد و علاوه بر ارایه خدمات شهری توقع دارد شهرداری بین كالبدشهر، فعالیت های شهری و شهروندان ارتباطی منطقی و متناسب ، با نگاهی فرهنگی و اجتماعی داشته باشد. به طور مثال اگر از زاویه فرهنگی و اجتماعی به احداث یك میدان نگاه نكنیم، كاربری میدان را محدود به كاركرد ترافیكی آن خواهیم كرد و درباره آثاری كه این میدان در شكل گیری اجتماعات مردمی در میان و اطراف آن خواهد داشت برنامه ریزی نمی كنیم و بعدا باید به فكر رفع و رجوع تبعات اجتماعی آن از جمله شكل گیری مزاحمت ها و ناهنجاری باشیم. همین مثال در مورد احداث پل ها و بزرگ راه ها و سایر بناهای شهری مصداق پیدا می كند.
حال آن كه رویكرد اجتماعی و فرهنگی از ما می خواهد كه كالبد و ساختار شهر را اساسا با در نظر گرفتن كاركردهای فرهنگی و اجتماعی توسعه دهیم. یعنی از ابتدا اندیشه كنیم كه چگونه می توان به موازات تامین نیازهای خدماتی شهروندان، نیاز آنها به رابطه اجتماعی، كمال و تعالی، آرامش روحی و روانی و معنوی را هم تامین نمود.
اگر برخی از كلان شهرهای جهان امروزه با تراكم معضلات اجتماعی، بزهكاری، تشویش ، خشونت، پرخاشگری، و آلودگی شناخته می شوند دلیل آن چیزی نیست جز غفلت از ابعاد و جنبه های فرهنگی و اجتماعی در فضای زیست شهری. و به همین خاطر تاكید می شود كه در برنامه ریزی و مدیریت شهری بایستی در باره سازگار نمودن تغییرات تكنولوژیك با تغییرات اجتماعی و فرهنگی دغدغه دائمی داشت. به همین خاطر است در رویكرد اجتماعی و فرهنگی به مدیریت شهر تاكید می شود كه هیچ توسعه و رشد كالبدی در شهر پذیرفته نیست مگر این كه از قبل درباره ابعاد و آثار فرهنگی و اجتماعی آن فكر شده باشد.

 

 

رویكرد اجتماعی و فرهنگی به مدیریت شهری

 

بررسی عوامل مؤثر بر عملکرد مجموعه مدیریت شهری
بررسی های تاریخی نشان می دهد که سابقه مدنیت و شهر نشینی در ایران یکی از طولانی ترین سوابق شهر نشینی در جهان است و این بیانگر قدمت دانش و تجربه مدیریت شهری در سرزمین کهن ایران است .

اما با وجود چنین سابقه درخشانی ، متأسفانه تصویر وضع موجود سیستم مدیریت شهری در ایران ، تصویر مغشوش و نامتعادل بوده که علیرغم تغییرات حاصله در مقتضیات زندگی امروزی ، پیچیده شدن مسائل شهری و گسترش حیطه وظایف و مسئولیت شهرداریها ، هنوز هم قانون مصوب 1334 ( علیرغم اصلاحات و افاضات متعدد ) به عنوان قانون اصلی در شهر وظایف شهرداریها تلقی می گردد .
امروزه شهرداری در ایران به جای آنکه سازمانی فرا بخشی باشد ( همچنان که در کشورهای متمدن مرسوم است ) تبدیل به سازمانی شده که با از دست دادن تدریجی بخشی از وظایف و اختیارات خود ، وظایف بدون متولی و یا وظایفی را که اصطلاحاً بر زمین مانده اند را بر عهده گرفته و توافقی را هم در خصوص محدودۀ وظایف مذکور با سازمانهای ذیربط دولتی حاصل نیامده است و از سوی دیگر روز به روز توقعات عمومی و حتی انتظارات مسئولان دولتی از شهرداری رو به افزایش است که در جامعه مدنی ، نهادهایی که موجودیت خود را از آراء و تمایلات مردم کسب می کنند . در حقیقت باید به نمایندگی از مردم ، نقش مؤثری در اداره امور محلی ایفا نمایند و به واسطه وجود شورای شهر ، مردمی و غیر دولتی بودن مهمترین ویژگی شهر داری ها به شمار می رود اما به دلایل فراوان سیستم مدیریت شهری و شهرداریها در ایران تا کنون انتظارات به حق مردم را محقق نساخته است . برخی از عوامل مؤثر در ضعف عملکرد شهرداریها به شرح ذیل است :
- نامشخص بودن جایگاه اصلی شهرداریها به عنوان سازمانی مردمی و فرابخشی در نظام مدیریت شهری ، بدلیل وجود ابهاماتی در نحوۀ تعامل ، هماهنگی و ارتباط آن با سازمانها و ادارات متعلق به نظام اداری مرکزی .
2- عدم تطابق بین وظایف و مسئولیتهای متنوع شهرداریها با مجموعه امکانات و اختیارات قانونی آنها .
3- عدم تطابق بین ساختار سازمانی و شرح وظایف شهرداریها با پدیده ها ، مشکلات و مقتضیات زندگی مدرن امروزی .
4- یکسان بودن شهر وظایف شهر داریها در سراسر کشور بدون توجه به تنوع و تفاوت اساسی بین مردم جوامع گوناگون شهری در ایران .
با عنایت به موارد فوق و با استناد به قانون شرح وظایف و اختیارات شورای شهر ، جایگاه و موقعیت نمایندگان مردم نیز در مجموعه مدیریت شهری ، مبهم و مغشوش بوده و حیطه و عمق وظایف این شورا در نظام مدیریت شهری کاملاً روشن و شفاف نیست و در چنین شرایطی ، از طرفی افزایش سطح انتشارات و توقعات مردم از نمایندگان خود در شورای شهر به دلیل عدم آگاهی کامل نسبت به حیطه وظایف و اختیارات قانونی آنها و از طرف دیگر وجود عناصر و نهادهای متعدد مؤثر در مدیریت شهری که خرج از کنترل و دسترس نمایندگان مردم هستند ، موجب بروز نارضایتی و دلسردی در بین مردم شده است .
لذا در این نوشتار با بررسی و تبیین اختیارات و مسئولیتهای قانونی مجموعه عناصر مؤثر در مدیریت شهری مانند شهرداری ، شورای شهر ، وزارت کشور ، مسکن و شهر سازی و ... سعی شده است با تنویر افکار عمومی ، مردم شریف کرمانشاه را در ارزیابی عملکرد واقعی مدیران جامعه و نمایندگان خود یاری دهیم .
عناصر مؤثر در مدیریت شهری :
الف ) شهرداری:
شهرداری به عنوان مهمترین عنصر مدیریت شهری ، از جایگاه خاصی در نظام سازمان های اداری کشور برخوردار است . شهرداری به لحاظ حقوقی و اداری ، جزء مؤسسه های عمومی محسوب می شود .
با این مفهوم شهرداری یک نهاد عمومی اما غیر دولتی است که اقتدار و رسمیت آن ناشی از رأی مردم یا نمایندگان مردم است و در قلمرو وظایف خود بایستی دارای استقلال عمل باشد .
اما با این حال در ایران هیچگاه شهرداریها به طور کامل از این استقلال قانونی برخوردار نبوده و علاوه بر آن قوانین موجود ( از جمله ماده 53 قانون تشکیلات شورای اسلامی ) موجب شده شهرداریها به شدت تحت کنترل و نظارت وزارت کشور و سازمانها و مقامات محلی تابع آن مانند استاندار و فرماندار باشند و وجود چنین روابط و دیدگاهی نسبت به شهرداری، اصلی ترین عامل در نقض اختیارات و مسئولیتهای آن است .

ب ( عناصر مؤثردر مدیریت شهری در سطح ملی و منطقه ای )
در کشورهایی با ساختار حکومتی تمرکزگرا مانند ایران ، دولت مرکزی در اداره امور محلی نقش گسترده ای رابصورت مستقیم و غیر مستقیم ایفا می کند و در این راه بخش عمده ای از امور محلی را به صورت متمرکز در اختیار سازمانهای تابعه اش قرار می دهد و در این چار چوب عناصر ملی مؤثر در مدیریت شهری عبارتند از :
1) وزارت کشور :
مهمترین عنصر ملی مؤثر در مدیریت شهری و شهر داری های ایران وزارت کشور است و یکی از علل عدم استقلال شهرداری ها در نوع ارتباط آنها با وزارت کشور است و شهر داریها در ایران از بدو تأسیس به عنوان شعبه های تابعۀ وزارت کشور محسوب گردیده و علاوه بر مقامات این وزارت خانه مانند وزیر کشور ، معاون هماهنگی امور عمرانی ، دفتر فنبی و اداره کل شهرداریهای وزارت کشور ، تابع استانداری به عنوان مؤثرترین سازمان در مدیریت شهری در سطح منطقه ای بوده است .
وظایف وزارت کشور در قبال شهرداری ها بر اساس قوانین و آئین نامه ها ، بسیار گسترده و متنوع است که برخی از مهمترین آنها عبارتند از :

1- نظارت بر اجرای کلیه قوانین ، آئین نامه ها و مقررات مربوط به شهرداریها .
2- تعیین نیازمندیهای اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی منطقه ای و محلی و تشخیص اولویت آنها .
3- تصویب برنامه های عمرانی و نو سازی شهر داریها .
4- تهیه و تنظیم معیارها ، ضوابط و استاندارهای فنی و عمرانی .
5- تصویب محدوده خدماتی شهرداریها و حریم شهرها.
6- صدور حکم انتصاب شهروندان (شهرهای کمتر از .../..2 نفر توسط استاندار و شهرهای بزرگتر توسط وزیر کشور )
7- تصویب دستورالعملهای مربوط به امور مالی و معاملات شهرداریها .
8- صدور اجازه شروع وصول عوارض نوسازی و وصول عوارض متمرکز و توزیع آن بین شهرداریها .
9- تخصیص اعتبارات و کمکهای بلاعوض دولت به شهرداریها .
10- تصویب سازمانهای اداری شهرداریها و تهیه مقررات استخدامی .
11- انتخابات شوراهای شهر و اعمال نظارت قانونی بر امور کلیه شوراها .
2) وزارت مسکن و شهر سازی :
رابطه وزارت مسکن و شهر سازی و سازمان مسکن و شهر سازی بعنوان سازمان محلی آن را ، با شهر داری با محورهای زیر می توان بررسی نمود :
1- پیشنهاد و تهیه طرح توسعه شهری و نظارت بر حسن اجرای برنامه های مصوب توسعه شهری توسط شهرداری که در صورت بروز اختلاف نظر بین سازمان مسکن و شهر سازی و شهرداری در خصوص طرح مصوب ، نظریه کمیسیون ماده 5 استان و در حالت وجود مغایرت های اساسی نظریه شورای عالی شهر سازی و معماری ملاک عمل است .
2- اجرای پروژه های عمرانی دولتی یا اعتبارات ملی در شهرها .
3- تهیه و اجرای طرح های آماده سازی زمین با هدف توسعه شهرها مطابق نامه های مصوب .
4- تهیه، تصویب و ابلاق معیارها ، ضوابط و آئین نامه های شهر سازی .
3) سازمان مدیریت و برنامه ریزی :
شهرداری ارتباطی غیر مستقیم و از طریق وزارت کشور و استانداری با این سازمان داشته و ارتباط بودجه ای آن مشتمل بر بودجه های عمران شهری ، کمک های بلاعوض و اعطای وام می باشد .
ج) عناصر محلی مؤثر بر مدیریت شهری :
مدیریت شهری در سطح ملی را می توان به عنوان مجموعه ای از عناصر رسمی و غیر رسمی تعریف کرد که اداره امور شهر را به عهده داشته و یا در آن مؤثرند ، این عناصر با اختیارات و ابزارهایی که در اختیار دارند در سیاستها و برنامه های اجرایی نظام مدیریت شهری نفوذ کرده و سعی در انجام وظایف خود و یا مطابقت آنها با خواسته های خود را دارند .
1- شورای اسلامی شهر :
مهمترین نهاد محلی که بر اساس اصل صدم قانون اساسی حق دخالت در اداره امور شهر و نظارت بر حسن انجام وظایف مدران محلی را دارد ، شورای اسلامی شهر است که اعضای آن به عنوان نمایندگان افکار عمومی با رأی مستقیم مردم انتخاب می شوند .
مطابق « قانون تشکیلات وظایف و انتخابات شورای اسلامی کشور و انتخابات شهرداران » مصوب 1/3 /1375 شرح وظایف 29 گانه شورای شهر در ماده 71 تعیین شده است که با توجه به آن به نظر می رسد مؤثرترین عامل در مدیریت شهری ، بایستی شورای شهر باشد .
اما در طول دوره اول شوراها ، ثابت شد که قانون مذکور کافی نبوده و ضمانت های اجرایی لازم برای انجام وظایف شورای شهر در آن وجود ندارد .
در ذیل برخی از وظایف شورای شهر آمده است :
1- انتخاب شهردار به مدت 4 سال ( حکم انتصاب به وسیله وزیر کشور یا استاندار صادر می گردد)
2- تصویب آئین نامه های پیشنهادی شهرداری ( با رعایت دستور العملهای وزارت کشور )
3- تصویب اساسنامه مؤسسه ها و شرکت های وابسته به شهرداری ( با تأئید موافقت وزارت کشور )
4- تصویب بودجه ، اصلاح و متمم بودجه و تفریغ بوجه سالانه شهرداری و شرکت های وابسته به آن .
5- تصویب لوایح و برقرای یا لغوعوارض شهر و تغییر نوع و میزان آن ( با در نظر گرفتن سیاستهای دولت که از سوی وزارت کشور اعلام می شود )
6- تصویب نرخ خدمات ارائه شده توسط شهرداری و سازمانهای وابسته .
7- وضع مقررات و نظارت بر حفر مجاری و مسیرهای تأسیسات شهری .
8- تصویب نرخ کرایه وسائط نقلیه درون شهری .
9- نظارت بر اجرای طرحهای مربوط به ایجاد و توسعه معابر ، خیابانها و میادین و فضای سبز و تأسیسات عمومی شهر .
10-تصویب نامگذاری معابر ، خیابانها ، کوچه ها ...

11- بررسی و شناخت کمبودها ، نیازها و نارسائی های حوزه انتخابیه و تهیه طرحها و پیشنهادات اصلاحی و ارائه به مقامات مسئول ذیربط .
12- همکاری با شهرداری جهت تصویب طرح حدود شهر با تأیید وزارت کشور و مسکن و شهرسازی .
همانطوری که مشاهده می شود وظایف شورا اکثراً به نهاد شهرداری محدود شده و قدرت و اختیارات لازم جهت تصمیم گیری و سیاستگذاری بر تمام عناصر و سازمانهای مؤثر در مدیریت شهری را ندارد .
ادامه عناصر محلی مؤثر بر مدیریت شهری :
از دیگر عناصر رسمی محلی می توان از شورای اداری شهرستان ، شورای تأمین شهرستان و ادارات آب و فاضلاب ، برق و گاز و مخابرات و فرمانداری نام برد اما علاوه بر عناصر و عوامل رسمی ، سیستم مدیریت شهری متأثر از عوامل و سازمانهای غیر رسمی مانند جریانها و جناحهای سیاسی و کانون های قدرت شهری نمایندگان مجلس شورای اسلامی ، سرمایه داران و صاحبان عوامل اقتصادی ، ائمه جمعه مجامع و گروه های متخصص ذیربط در عمران شهری مانند نظام مهندسی و ... نیز هست .

 

منبع :سیویل بوک به نقل از ( مرکز اطلاعات علمی تخصصی مدیریت شهری )

 


  دیدگاه شما : [0] نظر  رای به مطلب :


لينک ثابت

تعداد بازدید : 1487 نفر

موضوع : مطالب علمی - متفرقه

افراد آنلاین: 5
بازدید امروز: 404
بازدید دیروز: 509
بازدید هفته: 404
بازدید این ماه: 2512
بازدید کل : 228321
تعداد مطالب: 205

 آمار بر اساس IP های ورودی

 می باشد

www.civilbook.irسیویل بوک - هرگونه کپی برداری فقط با ذکر منبع مجاز می باشد- سیویل بوک www.civilbook.ir
اين وب سايت توسط سايت ساز مهر شرکت نگاه روشن پارس توليد شده است